سکوت نمایندگان مجلس و مدیران ارشد بوشهر درباره مشکل گوجه کاران

سکوت نمایندگان مجلس و مدیران ارشد بوشهر درباره مشکل گوجه کاران

سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
پایگاه خبری تحلیلی ریز پاد

سکوت نمایندگان مجلس و مدیران ارشد بوشهر درباره مشکل گوجه کاران

تاریخ و ساعت انتشار: یک‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ | 11:250 نظركد خبر :

به گزارش ریز پاد به نقل از مند، اسفندماه که از راه می رسید کشاورزان منطقه درگیر بحران افت قیمت گوجه فرنگی می شدند. این رویه یکی دو سال بود که اتفاق می افتاد. قابل پیش بینی بود که در یک نقطه این مزیت شهرستان دشتی دچار حادثه می شود.

به گزارش «خلیج فارس» به نقل از مند؛ چشم زخم بازار به کشت گوجه فرنگی رسید و امسال در ابتدای فصل برداشت، افت قیمت دامنگیر این محصول شد و تعداد قابل توجهی از کشاورزان استان را درگیر کرد.

عوامل متعددی دخیل بود تا این فرصت بهینه توسعه را از دست شهرستان دشتی خارج کند. تعداد انبوه جویندگان کار در مناطق و استانهای پیرامون وقتی آوازه طلای سرخ منطقه را شنیدند به این حدود سرازیر شدند. فشار مضاعف بر منابع محدود آب شیرین منطقه و زمین های حاصلخیز تحمیل شد. برخی به منابع طبیعی تجاوز کردند و پیرامون زمین های ملی حصار کشیدند و بسیاری شبانه چاه های غیر مجاز حفر کردند تا از سهم آب که متعلق به همه بود بیشتر بردارند و به رتق و فتق امور خود برسند. طبقه دلال و واسطه و بازاریاب و …یکی بعد از دیگری دکان و دستگاه خود را در حاشیه مزرعه پهن کرد. انواع سموم و کودها به منطقه آمد و در بی اطلاعی کشاورزان از نحوه و میزان و زمان استفاده، بازار سم فروشی و کود فروشی سکه شد. برخی سازه های گلخانه ای افراشتند و به جای تولید محصولاتی دیگر به بازار کشت انبوه نشاء گوجه وارد شدند. برخی نیز زرنگی کرده و به مناطق پیرامون رفتند و زمین های حاصلخیز و منابع آب آن حدود را به مدد گرفتند تا سهم بیشتری از این فرصت محدود بردارند.

خلاصه آوازه ی کشت خارج از فصل در جنوب استان بوشهر حتی به کشورهای همسایه نیز رسید. کشتی غیر اصولی و غیر مبتنی بر دانش و برنامه ریزی و هدف گذاری درست و درمان. کشتی از نوع هر که به امان خود.

سال ۹۳ بود که بحران خودش را نشان داد و افت قیمت نیم رخی به بازار مکاره گوجه فرنگی بوشهر کرد و رفت. آخر فصل بود کشاورزان و دلالان به اندازه کافی فروخته بودند که محلی به این تازه وارد نگذارند. سال ۹۴ اما افت قیمت جدی تر به بازار منطقه برگشت. بعد از سرمای چله به منطقه آمد وگرمای بازار دی ماه منطقه را در خود گم کرد. اینبار قوی تر شده بود و زورش به کشاورز می رسید. وسط فصل برداشت بود و برخی هنوز برداشت قابل توجهی نداشتند. دست ها به سمت دامان متولیان دراز شد. نماینده وزیر را تذکر داد و یارانه ی مختصری برای جبران خسارت مردم تایید شد. مابه التفاوت قیمت و بهای حمل و نقل را دولت یارانه کرد و با کارخانه های تولید رب در برخی مناطق قرارداد بست و گوجه را از کشاورزان کیلویی ۳۰۰ تومان خرید و به کارخانه های رب با قیمت ۲۰۰ تومان فروخت. در کل استان ۵۰ هزار تن گوجه فرنگی خریداری شد و ۱۵ میلیارد تومان به کشاورزان داده شد. ۱۵ میلیارد تومان هم مابه التفاوت قیمت و کرایه حمل بار شد و کل داستان با ۳۰ میلیارد تومان بسته شد.

امسال اما افت قیمت قوی تر و در ابتدای فصل برداشت به منطقه آمد. هیچ کس فکرش را هم نمی کرد طلای ذی قیمت منطقه بی ارزش شود. آنقدر که مشتری نداشته باشد و عدم برداشتش به صرفه تر از برداشت شود. کشاورز چکار باید می کرد. معاش هفتاد درصد از مردم دشتی و تعداد قابل توجهی از مردم استان بوشهر در شهرستانهای جنوبی با چالش جدی مواجه شده…

اخبار قابل توجهی از تدبیر دولتی ها و کمک وکلای مردم در دست نیست. در این بل بشو برخی از کمپین نچیدن محصول حرف می زنند تا بلکه بازار عرضه و تقاضا به تعادل و سامان برسد. نچیدن محصول اگر سراسری باشد و همه ملزم به رعایت آن شاید بتواند رمقی به بازار بدهد اما باز هم جوابگو نیست. عدم برداشت در مناطق پیش رس باعث می شود مناطق دیگر نیز به زمان برداشت برسند و آنوقت نچیدن دیگر راهکار نیست، آنهم برای محصولی که نمی توان آنرا بر روی بوته نگه داشت، انبار و سردخانه ای هم نیست که بتوان آنرا در شرایطی اصولی نگهداری کرد.
دولت برای حمایت از کشاورزی نیم بند و بی برنامه و رهای کشور برنامه ریزی اصولی و درست و درمان ندارد. کشاورزی به شکل فعلی منابع مملکت را هدر می دهد. آب و خاک حاصلخیز و … را به محصول تبدیل می کند اما نبود برنامه ریزی باعث می شود محصول بر روی دست کشاورز بماند. امروز درحالی که گوجه فرنگی در برخی بازارهای کشور بیش از دو هزارتومان خرید و فروش می شود اما در مزارع استان ۵۰۰ تومان هم مشتری ندارد.

ساختارهای معیوب اداری باعث گسست فاصله بین حقیقت و مجاز شده است. ادارات متولی هیچ پیوستگی درست و درمانی با حوزه کاری خود ندارند. برنامه هاشان بر روی کاغذ می ماند و جامعه واقعی و مخاطب بی اطلاع از برنامه ریزیهای کاغذی دستگاه های متولی هستند.

سند تفاهم کاهش سطح زیر کشت برای مواجهه با شرایط فعلی پیش از فصل کاشت امضاء شده است اما کشاورز از وجود چنین برنامه ای بی اطلاع است.
عزمی جدی برای اصلاح الگوی کشت در کشور و استان ما وجود ندارد. ممکن است در شرایط فعلی دولت میلیاردها تومان را برای پیشگیری از دامنه دار شدن بحران هزینه کند اما برنامه ریزی مناسبی برای اصلاح الگوی کشت با اعتباری به مراتب کمتر انجام نمی شود. در این شرایط که کشور در مرحله ی گذار است و ساختارها هنوز درست و اصولی چیده نشده بیشتر صنایع و مشاغل درگیر در نبود برنامه مشخص راهبردی هستند. افق توسعه نامشخص و مغشوش است و سمت گیری ها پراکنده و به سوی یک هدف راهبردی نیست. نگاه های منطقه ای بر نگاه های ملی غالب شده است. لابی ها ی منطقه ای نگاه دولت را به سمت مشکلات مناطق خود متوجه می کنند و استانهای کوچکی همچون بوشهر در نبود لابی های قوی از کمک های دولت محروم می مانند. سهم استان از مشاغل موجود در صنعت نفت و گاز منطقه نادیده گرفته می شود و مردم ناگزیر برای معاش خود دست به دامان کشاورزی هستند. کشاورزی غیر اصولی نیز منابع استان و مردم را هدر می دهد و این چرخه ی معیوب نیاز به اصلاح دارد. اصلاح اما در گرد وغبار رویارویی های سیاسی گم شده است و تداوم این روش ازدیاد بحران ها را در پی خواهد داشت.
پیش از فرا رسیدن فصل برداشت در ۲۲ آبانماه نماینده مردم استان در شورای عالی استانها خطاب به وزیر کشاورزی او را به چاره جویی برای کشاورزان گوجه کار استان بوشهر توجه داد. عدم همراهی متولیان استان و نمایندگان دیگر مردم باعث شد این صدا شنیده نشود. یکصدایی پیرامون این معضل بزرگ در استان هنوز هم ایجاد نشده است و نمایندگان مردم و دولتی ها و نمایندگان کشاورزان و دستگاه های متولی هنوز هم بر سر یک میز ننشسته اند و برای حداقل ساختن تبعات موضوع رایزنی نکرده اند.
خلاصه اینکه برای حل این مشکل اساسی که همه را درگیر خود کرده و تبعات آن دامنگیر همگان است تا دیرتر نشده باید راهکار درست و اصولی اندیشیده شود. بیم آن می رود تبعات موضوع به حدی ناخوشایند باشد که بعدها بر فرصت هایی که از دست دادیم حسرت بخوریم.

بغرنج تر از افت شدید قیمت محصولات کشاورزی به ویژه گوجه فرنگی که معاش مردم دشتی بدان وابستگی مستقیم دارد عدم همگرایی متولیان برای رفع این معضل می باشد که مردم را ناراحت کرده است.

چه موضوعی باعث شده است که متولیان نتوانند بر سر یک میز بنشینند و چاره جویی کنند بر ما پوشیده است. فضای مجازی از حقایق موجود پیشی گرفته و در این فضا پیام ها و گمانه زنی های بسیاری طرح و دست به دست می شود. هر کس از زاویه دید خودش توپ را به میدان فرد یا گروهی می اندازد و تبعات گفته اش را بر عهده نمی گیرد. یکی می نویسد دلالان منطقه با اجاره کردن سردخانه های بزرگ در استانهای دیگر به عمد می خواهند قیمت محصول را در مزرعه پایین نگه دارند تا خود سود ببرند. دیگری می گوید کشاورزان منطقه برای خارج کردن دکتر و وکیل و معلمانی که به کشت گوجه روی آورده اند به عمد می خواهند قیمت را پایین نگه دارند تا اینان را از بازار بیرون کنند و از حضورشان در این معرکه رها شوند.

دیگری از دریچه ی نگاه خودش مدیران ارشد دولت در شهرستانها و متولیان کشاورزی را به نقد می گیرد. سیاسی ترها نمایندگان منطقه را به چالش می کشند که چرا به میانه ی مردم نمی آیند و چرا وزیر کشاورزی را از این واقعه آگاه نمی کنند.

خلاصه اینکه هر کسی از ظن خود در این هنگامه چیزی می نویسد و خبری از سیاست هماهنگ رسانه ای در استان بوشهر نیست. فضای استان به شدت تحت تاثیر حاشیه های ایجاد شده در هنگام حضور معاون رئیس جمهور و وزیر ورزش و جوانان است. سیاسیون به سایر بخش ها امان نمی دهند تا عمق بحران حادث شده در استان بوشهر را در این دید و بازدیدها بازگو کنند. گروه دوست داران و حامیان و گروه منتقدان فقط به کشون کشی و تحکیم مناسبات خود می اندیشند و پشت به واقعیات موجود جامعه به سمت هدف جمعی و گروهی خود می تازند. انگار تمام مصیبت استان بوشهر زمامداری این یا آن است و با رفتن این و آن مشکلات خود ساخته ی ما حل و رفع می شود. بزرگواران لطفا قدری سکوت… در این میانه صدای مردم مظلوم استان هم شنیدنی است.



دیدگاه خود را بیان کنید