محمد کارگر

محمد کارگر

سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
پایگاه خبری تحلیلی ریز پاد

محمد کارگر

تاریخ و ساعت انتشار: یک‌شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ | 07:470 نظركد خبر :

«بسم الله الرحمن الرحیم

 هست ز گلزار الهی شمیم»

 «آری،هرکس یک دل و یک جهت روی درخدا کند وبه نیکی و احسان پردازد بی گمان پاداش او نزد پروردگارش محفوظ خواهد بود و هرگز چنین مردمی را هیچ خوف و هراسی و حزن واندوهی نخواهد بود» «البقره/112».

چنانکه افصح المتکلمین سعدی نیز در تعبیری مانا می فرماید:

«قیامت که بازار مینو نهند/

منازل به اعمال نیکو دهند/

کسی نیک بیند به هردو سرای/

که نیکی رساند به خلق خدای»

 «مدیریت بر مدار مدارا»

به پاس قریب به هفده ماه حضورشایسته ی جناب آقای نوروزی فرماندار شهرستان جم، در سکان مدیریتی این سامان، و با تأسی و پیروی از کلام جاودانه ی امیر احسان واکرام حضرت علی«ع»که فرمودند:

«نباید نیکوکار و بدکار در چشم تو یکسان باشند،که این امر رغبت نیکوکار را در نیکی کم می‌کند و بدکار را به بدی وا می دارد،بنابراین با هریک چنان باش که شایسته ی آن است» «نهج البلاغه،نامه 53».

سپس می فرماید:«اصلاح کردن نیکان با گرامی داشتن آنهاست...

شایسته و بایسته دانستم در این مقاله از نظرگاه انسانی و پاسداشت ساحت قلم و اندیشه، ادای امانت و انصاف نموده و نکاتی چند را در حوزه ی مدیریت، جهت تنویر اذهان صاحبان خرد،دراین مرقومه بنگارم.

اندیشمندان علم مدیریت برآنند که در فرایند مدیریت، سه حوزه ی مهارتی ضرورت دارد:

1_مهارت فنی« دانایی وتوانایی لازم در به کاربردن دانش،روش ها،فنون و ابزار»

2_مهارت ادراکی«توانایی تبیین و تحلیل پیچیدگی های کل سازمان»

3_مهارت انسانی«داشتن توانایی وقدرت تشخیص در زمینه ی ایجاد تفاهم و تعامل و همچنین همکاری و کار کردن با مردم »

داشتن مهارت های فنی،ادراکی و انسانی برای یک مدیر مورد نیاز است،اما نیاز به مهارت های فنی و ادراکی درسطوح مختلف متفاوت است وبالعکس،مهارت انسانی در تمامی سطوح مدیریت مورد نیازاست؛زیرا که انسان اساس وبنیاد همه ی فرآیند ها و رکن اساسی سازمان و اجتماع می باشد و در تمامی کارکردهای مدیریتی نقش محوری را ایفا می‌کند.

مطالعه ای که بر روی 191 نفر از مدیران ارشد 6شرکت،در بین 500 شرکت بزرگی که مجله ی فورچون اسامی آنها را انتشار می دهد انجام شد، توانست به سؤالی که چرا مدیران شکست می خورند،پاسخ دهد.پاسخ سؤال این بود:

«ضعیف بودن این مدیران در زمینه ی مهارتی انسانی».

شاه کلید مهارت های انسانی و اجتماعی،ارتباط است.از همین منظر، مرکزی برای«رهبری خلاق»در گریسبرا،کارولینای شمالی، طی تحقیقاتی برآورد کرد که نیمی از تمامی مدیران و 30درصد از تمام مدیران ارشد در خصوص رابطه با افراد و مهارتهای ارتباطی مشکل اساسی دارند.

 باعنایت به مطالب مطروحه ی فوق، وبا توجه و تأکید برکلام جاودانه و فاخر حضرت علی«ع» که فرمود:

«از ستایش کسی به آنچه در او نیست برحذر باش زیرا عمل او ماهیتش را تصدیق و ستایش بیجای تو را تکذیب می کند»

کوشش خواهم نمود ساحت حق و حقیقت را پاس داشته و ادای امانت نمایم.

لذا شاخص اساسی و بنیادی مدیریت جناب آقای نوروزی را،شاخص انسانی و ارتباطی می دانم که بربنیان اعتماد استوار گشته است،چرا که اعتماد پایه ی ارتباط است.

 محور مدیریت ایشان در طول این دوران، بر مدار« مدارا و محبت_صداقت وامانت» بنانهاده شده است.

بدین سان در ادامه ی محتوا،خواهم کوشید جایگاه هرکدام از این مؤلفه ها را در راستای مدیریت مطلوب و مؤثر و همچنین اعتمادسازی و تحکیم پیوندهای انسانی واجتماعی، ازمنظربزرگان خرد و ادب واکاوی نمایم:

1_مدارا و محبت:

در مناسبات و روابط انسانی،کارساز ترین اصل، اصل رحمت و محبت است.انسان ها را جز با رحمت و محبت نمی توان به درستی مدیریت کرد و به سوی اهداف حکومتی و سازمانی پیش برد.لسان الغیب حافظ نیز در این باب می سرایند:

«به حسن و خلق توان کرد صید اهل نظر/به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را»

این مؤلفه، از کلیدی ترین مؤلفه‌های تولید،انباشت وبازتولید سرمایه اجتماعی است که سبب اعتماد وارتباط قوی و همچنین پیوست و پیوند اجتماعی محکم خواهد شد.از همین باب حضرت علی علیه السلام،در نامه ی 53 نهج البلاغه به مالک،سفارش اکید می نمایند که:

«رحمت،محبت ولطف به رعیت را شعار دل خود ساز».

چرا که درنگاه آن حضرت،محبت نمودن به مردمان نیمی از خردمندی است.

حضرت امیر«ع» در حوزه ی فرمانروایی،نگاه ویژه ای به رفق و مدارا دارند تا بدآنجا که می فرمایند:«بر تو باد به مدارا و ملایمت،که آن کلید درستی امور و خوی خردمندان است_ هرکه رفق و مدارا را به کارگیرد،هرسختی و دشواری برایش آسان می شود».

مدارا در امور سبب آسان شدن مسائل،مرتفع شدن معضلات اجتماعی و توفیق در روابط اجتماعی میشود به نحوی که حتی مخالفان را می توان باخود همراه نمود و از پتانسیل و خرد جمعی آنان در تقویت سرمایه های اجتماعی بهره برد.

از همین باب است که آن حضرت،ملایمت و نرمی را در رأس علم قرار می دهد و درشتی را آفت آن.

البته ذکر یک نکته را در اینجا الزام می دانم که در سیره ی بزرگان،درشتی و نرمی با توجه به موقعیت ها و شرایط، متغیرهستند یعنی باید با توجه به زمان ومکان مناسب و درجای مناسب بکار گرفته شوند. اصولا این دو با هم آمیخته هستند.

 آن سان که امیر ادب«ع»در نامه ی 46نهج البلاغه به مالک اشتر دستور رفق و مدارا و آمیختن شدت با ملایمت را می دهد؛«پس آهنگ هر کاری که می کنی از خدای یاری بخواه و درشتی را به پاره‌ای نرمی بیامیز، و در آنجا که نرمی و مدارا باید،نرمی و مدارا کن و در آنجای که جز درشتی تورا به کار نیاید،درشتی نمای و با رعیت فروتن باش، گشاده روی و نرم خوی».

افصح المتکلمین سعدی نیز می‌فرماید«خشم بیش از حدگرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت،هیبت ببرد.نه چندان درشتی کن که از تو سیرگردند و نه چندان نرمی کن که برتو دلیر گردند».

2_صداقت وامانت:

در فضای صداقت و راستی ضریب اعتماد بسیار بالاست.پیشوای صادقان و مولای متقیان،صداقت را ارجمند ترین و والاترین صفت،معرفی نموده و از راستگویی به عنوان اساس هرنوع اصلاح فردی و اجتماعی یادنموده است.

در مقابل، کذب و دروغ گویی را ریشه ی همه ی فسادها و سرچشمه ی همه ی تباهی ها دانسته است.

پیشوای راستان،از راستی به عنوان پایه دین وستون ایمان یاد می کند.

چنانکه خیمه ی بی عمود وسقف بی ستون فرو ریخته و غیر قابل استفاده است.

استاد مرتضی مطهری می فرماید:

«مشکل سوم خلافت حضرت علی علیه السلام،مسأله ی صداقت و صراحت در سیاست بود که این را هم باز عده‌ای از دوستانش نمی پسندیدند،می گفتند سیاست این همه صراحت و صداقت برنمی دارد.چاشنی سیاست دغلبازی است».

آن حضرت، در پاسخ به این شبهه فرمودند« به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدار تر نیست، ولی او نیرنگ می زند، اگر نیرنگ خصلت زشتی نبود من سیاستمدار ترین مردم بودم«نهج البلاغه،خطبه 200».

حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز در همین راستا میفرمایند:

«خردباید ودانش وراستی /

که کژی بکوبد در کاستی »

از اصلی ترین امور حکومتی و مدیریتی پایبندی به عهد و پیمان و ادای امانت است.زیرا اساس مناسبات انسانی، اجتماعی،اقتصادی وسیاسی در گرو عهد و پیمان ها و پایبندی به آن هاست.

درحکومت و مدیریت،هیچ چیز چون پاسداشت ادای امانت و عهد و پیمان کارساز نیست،چرا که اعتماد،اطمینان،امنیت،آرامش وامید در پرتو آن معنا می یابد.

از همین باب است که سرالعقلا والعرفاء حضرت امیر«ع» در نامه ی 53 نهج البلاغه خطاب به مالک فرمودند:

«در به کارگیری و استخدام مسؤلان، هیچ شفاعتی یا معیاری،غیراز شفاعت شایستگی و امانتداری آن ها را نپذیر».

در پایان کلام ، درابتدا خودم و در انتها خودم و در میانه ی این دو کران ، همه‌ی شما نیکان را به

«مدارا و محبت_صداقت و امانت » رهنمون می نمایم.

باتقدیم احترام و اکرام

محمد کارگر

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر



دیدگاه خود را بیان کنید