وای از عشق...(حسین پروند)

وای از عشق...(حسین پروند)

سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
پایگاه خبری تحلیلی ریز پاد

وای از عشق...(حسین پروند)

تاریخ و ساعت انتشار: شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳ | 19:062 نظركد خبر :

وای از عشق

 

وای از عشق اگر کار به فردا برسد

گره رود به پیشانی دریا برسد

 

خواب خاکستر عشق است میان چشمت

تنت آغوش خودش روز مبادا برسد

 

چه کنم با دل وحشی خودم از امروز

جفت آهو اگر این بار به صحرا برسد

 

پیش سرمازدگان گرمی تو جان افزاست

جان من زود بیا دل به تماشا برسد

 

هفت اقلیم وجود دل من منتظرند

شور پاییز به کار شب یلدا برسد

 

 

....


علیرضا حجتی در تاریخ ۱۳۹۴/۰۳/۱۱ گفته:

آفرین بر حسین پروند ... غزل خوب و استواری بود .

پاییز سردیست فقط باران نمی آید در تاریخ ۱۳۹۴/۰۹/۱۹ گفته:

موج عشق تو اگر شعله به دلها بکشد رود را از جگــر کـــوه بــــه دریـا بکشد گیسوان تو شبیه است به شب اما نه شب کــــه اینقدر نباید بــه درازا بکشد خود شناسی قدم اول عاشق شدن است وای بر یوسف اگـــر نــــــــاز زلیــــخا بکشد عقل یک دل شده با عشق فقط می ترسم هم به حاشا بکشد هــــم به تماشا بکشد زخمی کینه ی من این تو و این سینه ی من من خودم خواسته ام کار بــــه اینجـــا بکشد یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری است وای اگــــر کار من و عشق بـــــه فردا بکشد چه خوبه شاعر ها بگویند شعر رو از کجا آوردن


دیدگاه خود را بیان کنید